Smiley face
 آرزوی ساده‌ی من
اگه زندگی اینه، یه قاب بد نشینه
می‌خوام همه بدونن که آرزوم همینه:

یه زندگی بهتر، یه لقمه نونِ بیشتر
بازی‌های بچگی، قایم موشک کلاغ پر

یه زندگی آسون، غذا باشه فراوون
یه سفره‌ی باز و پر، چلوکباب با ریحون

یه زندگی مَشتی، جنگل و کوه و دشتی
مسافرت بریم هِی با airplane با کشتی

یه زندگی راحت، صبح تا شب استراحت
لم بدی رو کاناپه نگاه کنی به ساعت


پی‌نوشت: یک سال و نیم پیش یک شبی که بی‌خوابی به سرم زده بود، کلمه‌هایی -نمی‌دانم از کجا- آمدند توی سرم. من همان موقع (ساعت 3:30 بعد از نیمه شب) گوشی‌ام را برداشتم و همه‌ی آنچه که در سرم بود را نوشتم. تا به امروز این کلمه‌ها گوشه‌ی حافظه‌ی رایانه داشتند خاک می‌خوردند. می‌شد حرفی ازش نزنم، اما با خودم خیال کردم که "خب به هر حال من اینو نوشتم و دوستش هم دارم"، و اینطور شد که اینجا گذاشتمش تا شما هم بخوانید و من هم ترس این را نداشته باشم که "نکنه کار ضعیفی باشه" و این حرف‌ها.


شعر

نوشته شده توسط فرید دانش‌فر در ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ |
درباره وبلاگ
این آدم دو پا من هستم. هرچه در اینجا می‌خوانید حاصل قلم نصف و نیمه‌ام است. ضمن این‌که همه نوشته‌ها یک خیالپردازی هستند و بس. بخش «گفت‌وگو» هم که تکلیفش معلوم است.
منوی اصلی
صفحه اول
شناسنامه
نامه برقی
بایگانی
تیترهای وبلاگ
بایگانی
آذر ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۳
آرشيو
دسته‌بندی موضوعی
روزنوشت
داستان کوتاه
داستانک
شعر
تک‌گویی
نوشته‌های پراکنده
چرند و پرند
من و اژدر
رادیو آدم‌ها
گفت‌وگو
مینیمال
پیوندها
سایت دانای کل
 سایت چلچراغ
 پادکست رادیوچل
 کافه چای کوفسکی
 یعقوب کذاب
 Khers
 نیکولا
 یک دختر ترشیده
 کافه کافکا
 یک گلوله برای ژنرال
 یک تماس بی پاسخ
 




Powered By
BLOGFA.COM
...