Smiley face
 حواسم هست

ما که حالی‌مون نبود. بابا ننه‌ی درست و حسابی هم که نداشتیم بالاسرمون باشه و به ما حالی کنه چی خوبه چی بَده. جَوون بودیم و نادون. دور و برمون شلوغ بود و یه مشت از خودمون بدتر شده بودن به اصطلاح رفیق ما. نه، نبایستی دروغ گفت؛ تقصیر خودمون هم بود، ولی خب نه همه‌ش. یادمه یکی می‌گفت خلافکار توی تاریکی خلاف می‌کنه ولی خلافکار اصلی کسیه که تاریکی رو درست می‌کنه. یعنی می‌خوام بگم اوضاع اطراف‌مون هم خوب نبود.

درس و مدرسه رو ول کردیم. آخه چه مدرسه‌ای؟ یه دونه شاگرد زرنگ نداشتیم؛ همه آش و لاش بودن. معلم بدبخت هم توی این وضعیت هیچ کاری نمی‌تونست بکنه. اینطوری بود که نفهمیدیم به چه کاری علاقه داریم، دل‌مون چی می‌خواد و توی چه کاری استعداد داریم. خلاصه که زکی. از مدرسه اومدیم بیرون و رفتیم این‌ور و اون‌ور کارگری. پولش که زیاد نبود؛ همین قدر که خرج خورد و خوراک‌مون باشه و باهاش چار تا تیکه لباس واسه خودمون بخریم. یه مشکل هم این بود که تفریح هم نداشتیم. شما بگو، آخه کجا می‌رفتیم خوش بگذرونیم؟ سرگرمی ما شده بود سر کوچه وایسادن و زنجیر چرخوندن و متلک بار ِ مردم کردن، تفریح‌مون هم شده بود دعوا.

خلاصه کار به جایی رسید که شدیم مجرم، شدیم سابقه‌دار، شدیم هیچی ندار. یه پا این‌ور یه پا اون‌ور. یه نگاه که به خودمون کردیم دیدیم سی و چند سال ازمون گذشته و ما همون آدم ِ بیست سال پیشیم. یعنی هیچ نفهمیدیم زندگی چیه و ما واسه زندگی‌مون چیکار کردیم؟ خیلی چیزها هست که می‌خواستم داشته باشم، اما ندارم. راستش توی زندون خیلی فکر کردم. پیش خودم گفتم بایستی یه کاری بکنم. دوباره از صفر شروع می‌کنم، اما ایندفعه دیگه حواسم هست. می‌دونی؟ توی زندون فهمیدم هر کی توی یه کاری استاده، فقط خودش حواسش نیست.


تک‌گویی


نوشته شده توسط فرید دانش‌فر در ۱۳۹۰/۰۵/۱۳ |
درباره وبلاگ
این آدم دو پا من هستم. هرچه در اینجا می‌خوانید حاصل قلم نصف و نیمه‌ام است. ضمن این‌که همه نوشته‌ها یک خیالپردازی هستند و بس. بخش «گفت‌وگو» هم که تکلیفش معلوم است.
منوی اصلی
صفحه اول
شناسنامه
نامه برقی
بایگانی
تیترهای وبلاگ
بایگانی
آذر ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۳
آرشيو
دسته‌بندی موضوعی
روزنوشت
داستان کوتاه
داستانک
شعر
تک‌گویی
نوشته‌های پراکنده
چرند و پرند
من و اژدر
رادیو آدم‌ها
گفت‌وگو
مینیمال
پیوندها
سایت دانای کل
 سایت چلچراغ
 پادکست رادیوچل
 کافه چای کوفسکی
 یعقوب کذاب
 Khers
 نیکولا
 یک دختر ترشیده
 کافه کافکا
 یک گلوله برای ژنرال
 یک تماس بی پاسخ
 




Powered By
BLOGFA.COM
...