Smiley face
 غازها چه فکری می‌کنند؟

چند وقت پیش که به شمال کشور رفته بودیم، شاهد صحنه‌ای بودم که فکرم را حسابی مشغول کرد و سوال بی‌جوابی را برایم باقی گذاشت. موضوع شکافتن هسته‌ی اتم یا پیدا کردن نشانه‌ی حیات در مریخ یا مسائلی از این قبیل نبود. شاید موضوع و سوال قدری مسخره به نظر بیاید و شاید شما فکر کنید که سر کار هستید، اما باور داشته باشید که موضوع سرکاری نیست و حقیقت دارد، مدرکش را هم خدمت‌تان ارائه خواهم داد.

در یکی از روستاهای شمال در حال قدم زدن بودم که دیدم مرغی دارد برای خودش دانه می‌خورد و چند اردک یا بچه غاز هم در اطرافش در حال خوردن سبزه‌ها هستند. در این فکر بودم که این اردک‌ها مگر خودشان پدر مادر ندارند که آویزان این مرغ شده‌اند!؟ و هنوز جواب سوال را پیدا نکرده بودم که با صحنه‌ی عجیب‌تری مواجه شدم؛ یکی از اردک‌ها سرش را داخل پرهای مرغ کرده بود و تکان هم نمی‌خورد. برایم خیلی جالب بود. وقتی دلیل این کار را جویا شدم، کسی اینطور توضیح داد که: «وقتی غاز تخم می‌ذاره، تخم‌هاش رو می‌ذارن زیر مرغ و این بچه غازها که به دنیا می‌آن فکر می‌کنن این مرغه مادرشونه!» البته دلیل این که "چرا غاز خودش زحمت نمی‌کشد و روی تخم‌ها نمی‌خوابد" را هم گفت که من چیزی دستگیرم نشد.

بعد با خودم فکر کردم که وقتی این غازها بزرگ‌تر می‌شوند، هنوز هم فکر می‌کنند این مرغ مادرشان بوده؟ اصلن با خودشان فکر نمی‌کنند که شباهتی با این مرغ ندارند؟ و از همه مهم‌تر این که تا آخر عمرشان نمی‌فهمند مادرشان چه کسی و چه جانوری بوده؟


روزنوشت


 

نوشته شده توسط فرید دانش‌فر در ۱۳۹۰/۰۳/۰۹ |
درباره وبلاگ
این آدم دو پا من هستم. هرچه در اینجا می‌خوانید حاصل قلم نصف و نیمه‌ام است. ضمن این‌که همه نوشته‌ها یک خیالپردازی هستند و بس. بخش «گفت‌وگو» هم که تکلیفش معلوم است.
منوی اصلی
صفحه اول
شناسنامه
نامه برقی
بایگانی
تیترهای وبلاگ
بایگانی
آذر ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۳
آرشيو
دسته‌بندی موضوعی
روزنوشت
داستان کوتاه
داستانک
شعر
تک‌گویی
نوشته‌های پراکنده
چرند و پرند
من و اژدر
رادیو آدم‌ها
گفت‌وگو
مینیمال
پیوندها
سایت دانای کل
 سایت چلچراغ
 پادکست رادیوچل
 کافه چای کوفسکی
 یعقوب کذاب
 Khers
 نیکولا
 یک دختر ترشیده
 کافه کافکا
 یک گلوله برای ژنرال
 یک تماس بی پاسخ
 




Powered By
BLOGFA.COM
...