Smiley face
 نامه‌های بی‌جواب – 10


سلام فاخته جان
هیچ ننوشتی و نگفتی کجایی و چه می‌کنی. من البته خبر شدم که هواپیما سالم نشسته و حالا هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر هستی. من هیچ‌وقت با این معیارها و واحدهای فیزیکی ارتباط نگرفتم. نمی‌فهممشان. گول‌زننده‌اند؛‌ در ظاهر به طور دقیق همه‌چیز را مشخص و معلوم می‌کنند اما آدم آخرش نمی‌فهمد معنی و مفهومشان را. می‌دانید منظورم چیست؟ من توی کله‌ام نمی‌رود که 100 کیلومتر چه فرقی دارد با 350 کیلومتر و هزار کیلومتر. بگذار بگویم من چطور محاسبه می‌کنم و چه می‌فهمم؛ من همین‌قدر سرم می‌شود که وقتی کسی را نمی‌بینم یعنی از من دور است، و اگر کسی هر روز حالم را بپرسد یعنی به من نزدیک است یا می‌خواهد نزدیک شود. شما همیشه دور بودید از من، حتی آن وقت که پیام می‌دادید، حتی آن موقع که روبه‌رویم نشسته بودید، حتی وقتی دست‌هایتان را گرفتم.

فاخته جان تا آدم به آدم نزدیک نشود هیچ احساسی را نمی‌فهمد. این پیام‌های مجازی هزار حرف صمیمی و زیبا هم که داشته باشند دست‌آخر چیزی را در ما تکان نمی‌دهند، قلبمان را لمس نمی‌کنند، ما را شیفته نمی‌کنند. بعضی حرف‌ها دلی‌اند، بعضی پیام‌ها دارند از صفحه نمایش گوشی بیرون می‌آیند، اما به ندرت. هرچند حتی همان‌ها هم رد پایشان نمی‌ماند، پنداری دود می‌شوند می‌روند توی هوا. سازنده‌اش هم از این ماجرا باخبر است، برای همین یک گزینه Pin هم تعبیه کرده تا که آن بالای صفحه گوشی باشد و یادمان بیاورد. حالا اگر یک روز گرم یا خنک بهاری بیایی کنارم بنشینی و دستم را بگیری، من ناخودآگاه توی ذهنم عکسش را برمی‌دارم و برای همیشه خاطرم می‌ماند. تازه هروقت هم یادش بیفتم آن‌قدر تر و تازه است که تنم مور مور می‌شود.

فاخته جان این کلمه‌ها قدرت عجیب و غریبی دارند؛ دست‌کم برای من این‌طور است. البته که این حرف‌ها و واژه‌ها بیشتر نیرویشان را از گوینده‌ می‌گیرند. کلی توفیر دارد شما یک جمله را بگویی تا این‌که صدها نفر دیگر همان را تکرار کنند. لابد کلمه‌های من هم برای یک نفر دیگر قدرتمندند. برای همین است که کمتر حرف می‌زنم یا سعی می‌کنم کلمه‌هایم را درست انتخاب کنم. کاش شما هم کمی وسواس به خرج می‌دادید در استفاده از کلمه‌ها. وسواس همیشه هم بد نیست!

شما که حال ما را نمی‌پرسید، اما کوتاه بگویم که خوبم. خوب اما دور از شما.

تک‌گویی

نوشته شده توسط فرید دانش‌فر در ۱۴۰۳/۰۱/۲۱ |
درباره وبلاگ
این آدم دو پا من هستم. هرچه در اینجا می‌خوانید حاصل قلم نصف و نیمه‌ام است. ضمن این‌که همه نوشته‌ها یک خیالپردازی هستند و بس. بخش «گفت‌وگو» هم که تکلیفش معلوم است.
منوی اصلی
صفحه اول
شناسنامه
نامه برقی
بایگانی
تیترهای وبلاگ
بایگانی
آذر ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۳
آرشيو
دسته‌بندی موضوعی
روزنوشت
داستان کوتاه
داستانک
شعر
تک‌گویی
نوشته‌های پراکنده
چرند و پرند
من و اژدر
رادیو آدم‌ها
گفت‌وگو
مینیمال
پیوندها
سایت دانای کل
 سایت چلچراغ
 پادکست رادیوچل
 کافه چای کوفسکی
 یعقوب کذاب
 Khers
 نیکولا
 یک دختر ترشیده
 کافه کافکا
 یک گلوله برای ژنرال
 یک تماس بی پاسخ
 




Powered By
BLOGFA.COM
...