Smiley face
 دختری پشت پنجره


حدود دو سال پیش بود که رفتیم کارگاه داستان نویسی. فکر می‌کردم کمک بزرگی است برای ادامه راه، که البته درست هم فکر می‌کردم. قضیه این بود که جدا از شنیدن و یاد گرفتن بعضی از اصول داستان‌نویسی در آنجا، از همان اول به فکر نوشتن داستان می‌افتادی و در واقع بخشی از کار و تکلیف بود. و در آخر هم اگر اهلش بودی و دبیر مجموعه هم از کارت راضی می‌شد، به چاپ می‌رسید. راستش برای خودم هم باورش سخت بود بتوانم رمان بنویسم؛ چون از وقتی یادم است بیشتر کارهای کوتاه مي‌نوشتم، چه داستان، چه متن و شعر. حتا داستانک‌ها هم از حد معمولش کوتاه‌تر می‌شد. خیال می‌کنم این طبیعت من است؛ اینکه مایلم در شکل خلاصه و با کم‌ترین استفاده از کلمه، با حذف بسیاری چیزها، حرفم را بزنم. این بود که عاشق داستانک بودم. چند نفر دیگر هم بهم گفتند که در این بخش کارهای خوبی می‌نویسم. تا پیش از این کارگاه، هیچوقت سعی نکرده بودم داستان بلند و رمان بنویسم.

جمع خوبی داشتیم. می‌دانید؟ در هر کاری، به طور معمول از همان اول مشخص می‌شود کی در کارش جدی است و برای تفریح و از روی سرگرمی نیامده. قضیه‌ای که درباره این جمع هم صدق می‌کرد. چند نفری بودیم که کار همدیگر را می‌خواندیم و پیشنهاد هم می‌دادیم. این چیزی بود که دوست داشتم. طرحی که از چند سال پیش در ذهن داشتم، کمی عوض شد و شروع کردم به نوشتنش. کار خوب پیش رفت و خودم هم راضی بودم از روندش. زیاده‌گویی نکنم. نتیجه‌اش شد رمانی به اسم «دختری پشت پنجره». داستان برای گروه سنی نوجوان است. یعنی من برای مخاطب نوجوان نوشتم، اما برای هر کتابخوانی می‌تواند حرف برای گفتن داشته باشد.

حالا که نمایشگاه چند روزی است راه افتاده، می‌توانید این کتاب را در آنجا تهیه کنید. هرچند باید زودتر از این‌ها خبر می‌دادم، اما برای خرید کتاب لازم نیست حتمن بروید نمایشگاه. و امیدوارم این فکر مسخره از کله‌ها برود بیرون. مثل این است که حتمن منتظر باشی یک نمایشگاه لباس راه بیفتد تا برویم لباس بخریم. خلاصه اگر می‌خواهید ماجرای اصغر آقا را بدانید، کتاب را بخوانید. رمان «دختری پشت پنجره»، توسط انتشارات علمی و فرهنگی در هشتاد صفحه منتشر شده.

پی‌نوشت: دلم می‌خواست اسم کتاب را بگذارم «اصغر آقا».


روزنوشت

نوشته شده توسط فرید دانش‌فر در ۱۳۹۶/۰۲/۱۹ |
درباره وبلاگ
این آدم دو پا من هستم. هرچه در اینجا می‌خوانید حاصل قلم نصف و نیمه‌ام است. ضمن این‌که همه نوشته‌ها یک خیالپردازی هستند و بس. بخش «گفت‌وگو» هم که تکلیفش معلوم است.
منوی اصلی
صفحه اول
شناسنامه
نامه برقی
بایگانی
تیترهای وبلاگ
بایگانی
آذر ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۳
آرشيو
دسته‌بندی موضوعی
روزنوشت
داستان کوتاه
داستانک
شعر
تک‌گویی
نوشته‌های پراکنده
چرند و پرند
من و اژدر
رادیو آدم‌ها
گفت‌وگو
مینیمال
پیوندها
سایت دانای کل
 سایت چلچراغ
 پادکست رادیوچل
 کافه چای کوفسکی
 یعقوب کذاب
 Khers
 نیکولا
 یک دختر ترشیده
 کافه کافکا
 یک گلوله برای ژنرال
 یک تماس بی پاسخ
 




Powered By
BLOGFA.COM
...