Smiley face
 برگردید عوضی‌ها


لابد می‌دانید که برای مسافرهایی مثل من زمان چقدر مهم است. باید بگذرد و برود پی کارش. چند روز پیش توی اتاق کاری نداشتیم و همینطور برای خودمان نشسته بودیم و حرف می‌زدیم. اواخر ساعت کاری‌مان بود. یکی گفت: «عه ساعت شد یک...» رفیق‌مان همانطور که لم داده بود روی صندلی، پرید وسط حرفش و گفت: «هیسسس، هیچی نگو بذار بگذره.»  

خیلی جالب و باحال این حرف‌ها رد و بدل شد. رفیق‌مان خیلی فشنگی بهترین جواب ممکن را داده بود. راست می‌گفت؛ حرفش را که می‌زنی، انگاری تمام عقربه‌های دنیا لج‌شان می‌گیرد و در یک اعتصاب کاملن هماهنگ شده حرکت‌شان را به کندترین شکل ممکن ادامه می‌دهند.

ستاره‌شناس گفت زمان نسبی است. گفت اگر یک ساعت را بگذاریم فلان جا و یک ساعت دیگر را بگذاریم بیسار جا، بعد از یک مدت مشخص جفت‌شان را بیاریم کنار هم بگذاریم، دو زمان مختلف را نشان می‌دهند. از آن چیزهای عجیب و مسخره و شُخماتیک است. وقتی آن چرخ‌دنده‌های مکانیکی دقیق کارشان را مثل بنز بلدند و عقربه‌های عوضی را جلو می‌برند، چطور می‌شود همچین اتفاق مزخرفی بیفتد. بعضی چیزها واقعن توی مغز نمی‌گنجند، توی فکر نمی‌گنجد، توی هیچ جایی‌تان نمی‌گنجند. اصلن کارشان نگنجیدن است. تازه قضیه وقتی پیچیده‌تر می‌شود که خودت یک جور دیگر به همچین نتیجه‌ای رسیده باشی. نود و نُه درصد برای همه پیش آمده که گاهی وقت‌ها به نسبت موقعیت و شرایط، زمان دیر یا زود می‌گذرد. بدبختی این است که در هر دو حالت اعصاب‌مان را داغان می‌کند. یک چیز گندتر اینکه زمان فقط جلو می‌رود. این عقربه‌ها نه مثل بچه آدم سر جای‌شان می‌ایستند و نه برمی‌گردند. حالا ایستادن هیچ، ولی خب برگردید. برگشتن را همه دوست دارند؛ اولیش خود من. خب لعنتی‌ها برگردید، چیزی ازتان کم نمی‌شود. برگردید، تازه عزیزتر هم می‌شود. برگردید، ما قدرتان را بیشتر می‌دانیم. برگردید، می‌توانیم همه چیز را دوباره از نو بسازیم. اینقدر هم جلو نروید. گیرم اینکه جلو خیلی خوب است و همه با جلو موافق‌اند، ولی خب عقب هم ویژگی‌های خوب خودش را دارد. یک نگاهی هم به عقب کنید.


رپ‌بازی: ثانیه‌ها با تو آسون می‌رن.


روزنوشت

نوشته شده توسط فرید دانش‌فر در ۱۳۹۵/۰۳/۲۷ |
درباره وبلاگ
این آدم دو پا من هستم. هرچه در اینجا می‌خوانید حاصل قلم نصف و نیمه‌ام است. ضمن این‌که همه نوشته‌ها یک خیالپردازی هستند و بس. بخش «گفت‌وگو» هم که تکلیفش معلوم است.
منوی اصلی
صفحه اول
شناسنامه
نامه برقی
بایگانی
تیترهای وبلاگ
بایگانی
آذر ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۳
آرشيو
دسته‌بندی موضوعی
روزنوشت
داستان کوتاه
داستانک
شعر
تک‌گویی
نوشته‌های پراکنده
چرند و پرند
من و اژدر
رادیو آدم‌ها
گفت‌وگو
مینیمال
پیوندها
سایت دانای کل
 سایت چلچراغ
 پادکست رادیوچل
 کافه چای کوفسکی
 یعقوب کذاب
 Khers
 نیکولا
 یک دختر ترشیده
 کافه کافکا
 یک گلوله برای ژنرال
 یک تماس بی پاسخ
 




Powered By
BLOGFA.COM
...